توهم، بازنمایی نادرست یک محرک حسی «واقعی» یعنی تفسیری که با «واقعیت» عینی، آنطور که با توافق عمومی تعریف شده است، در تضاد است. به عنوان مثال، کودکی که شاخههای درخت را در شب طوری میبیند که انگار اجنه هستند، میتوان گفت که دچار توهم شده است. این نوع توهم با تجربهای که به نظر میرسد بدون منبع تحریک خارجی ایجاد میشود، متمایز است. هیچ یک از این دو تجربه لزوماً نشانه اختلال روانی نیستند و هر دو به طور منظم و مداوم توسط تقریباً همه گزارش میشوند.
توهم چیست و چه انواعی دارد؟
توهمات تجربیات ادراکی ویژهای هستند که در آنها اطلاعات ناشی از محرکهای خارجی «واقعی» منجر به ادراک نادرست یا برداشت نادرست از شیء یا رویدادی میشود که تحریک از آن ناشی میشود.
Hallucinations are specific perceptual experiences in which information from “real” external stimuli leads to a false perception or misperception of the object or event from which the stimulus originated.
برخی از این برداشتهای نادرست ممکن است از عواملی خارج از کنترل فرد (مانند رفتار مشخصه امواج نور که باعث میشود مدادی در لیوان آب خمیده به نظر برسد)، از اطلاعات ناکافی (مانند شرایط روشنایی ضعیف) یا از ویژگیهای عملکردی و ساختاری دستگاه حسی ناشی شوند. گروه دیگری از توهمات، که میتواند از علائم بیماریهای اعصاب و روان نیز باشد، ناشی از تفسیرهای نادرستی است که فرد از نشانههای حسی به ظاهر کافی انجام میدهد.
در چنین توهماتی، به نظر میرسد برداشتهای حسی با «حقایق واقعیت» در تضاد هستند یا نمیتوانند شخصیت «واقعی» خود را گزارش دهند. در این موارد، به نظر میرسد که ادراککننده در پردازش اطلاعات حسی خطا میکند. به نظر میرسد این خطا در سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) ایجاد میشود. این ممکن است ناشی از اطلاعات حسی رقیب، تأثیرات تحریفکنندهی معنادار روانشناختی یا انتظارات قبلی (ذهنی) باشد.
برای مثال، رانندگانی که نور چراغهای جلوی خود را در ویترین یک فروشگاه میبینند، ممکن است این توهم را تجربه کنند که وسیلهی نقلیهی دیگری به سمت آنها میآید، حتی اگر بدانند که آنجا جادهای وجود ندارد. این نوع برداشتها در برخی موارد میتواند نیازمند بررسی و درمان بیماریهای اعصاب و روان بدون دارو باشد، بهویژه زمانی که منشأ آن عوامل روانی یا شناختی باشند.
انواع تجربیات توهمی
توهمات ناشی از تحریک-تحریف
این نوع ادراک حسی توهمی زمانی ایجاد میشود که محیط، انرژی محرک را در مسیر رسیدن به فرد تغییر میدهد یا منحرف میکند، که فرد آن را در الگوی تحریفشدهاش درک میکند (مانند مورد مداد خمشده).
پدیدههای شنیداری
یک پدیده رایج، این تصور شنیداری است که صدای بوق خودرو هنگام عبور از کنار ناظر در بزرگراه تغییر میکند. این پدیده به عنوان اثر دوپلر شناخته میشود، زیرا کریستین دوپلر، فیزیکدان اتریشی، در سال ۱۸۴۲ متوجه شد که صدای زنگ یا سوت قطار در حال عبور، هنگامی که قطار و فرد درککننده از یکدیگر دور میشوند، کاهش مییابد و هنگامی که به یکدیگر نزدیک میشوند، افزایش مییابد. صدای شنیده شده همچنین تحت تأثیر عواملی مانند وزش باد به سمت یا دور شدن از فرد قرار میگیرد.
یکی دیگر از توهمات شنیداری در سال ۱۹۲۸ توسط پل توماس یانگ، روانشناس آمریکایی، توصیف شد که فرآیند مکانیابی صدا (جهتی که به نظر میرسد صدا از آن میآید) را آزمایش کرد. او یک شبهگوش ساخت، ابزاری ساخته شده از دو شیپور گوش، که یکی از سمت راست سر به گوش چپ و دیگری برعکس منتهی میشد. این امر باعث ایجاد تصور توهمی مکانیابی معکوس صدا میشد.
او هنگام راه رفتن در خیابان با استفاده از شبهگوش، صدای قدمهایی را در سمت راست خود میشنید، در حالی که در واقع از سمت چپ میآمدند. وقتی دو منبع صدا در مجاورت هم، امواج صوتی با فرکانسهای کمی متفاوت (یعنی ارتعاش در ثانیه) منتشر میکنند، فواصلی پیش میآید که امواج از هر دو منبع به صورت هم فاز (به طور همزمان) به گوش میرسند و تجربه یک صدای ترکیبی و بلندتر را ایجاد میکنند.
این فواصل صدای ترکیبی به عنوان “ضربان” یا تناوبهای دورهای شدت صدا درک میشوند. وقتی چنین ضربانهای شنوایی خیلی سریع رخ میدهند که قابل تشخیص نیستند، ممکن است یک صدای خشن و مداوم، که معمولاً تداخل نامیده میشود، ایجاد شود. مورد دیگری از تداخل زمانی رخ میدهد که دو تن با هم به صدا درآیند و یک تن سوم را که به صورت ذهنی شنیده میشود، ایجاد کنند.
وقتی این تن سوم از نظر زیر و بمی از دو تن اصلی پایینتر باشد، تن اختلاف نامیده میشود؛ یعنی فرکانس آن تفاوت بین فرکانسهای دو تن اصلی است. وقتی تن سوم بالاتر باشد، تن جمع نامیده میشود؛ یعنی فرکانس آن مجموع فرکانسهای دو تن اصلی است. کوککنندههای پیانو تا حدی به توانایی خود در شنیدن این تنها به روشی قابل اعتماد هنگام سفت و شل کردن سیمها برای رسیدن به زیر و بمی صحیح روی ساز وابسته هستند.
پدیدههای نوری
خطاهای دید متعددی در اثر شکست (خم شدن) نور هنگام عبور از یک ماده به ماده دیگر که در آن سرعت نور به طور قابل توجهی متفاوت است، ایجاد میشوند. پرتو نوری که از یک محیط شفاف (هوا) به محیط شفاف دیگر (آب) عبور میکند، هنگام خروج خم میشود. بنابراین، مدادی که در آب قرار دارد، در سطح محل تلاقی هوا و آب، شکسته به نظر میرسد؛ به همین ترتیب، یک کنده درخت که تا حدی در آب باتلاق فرو رفته است، این توهم را ایجاد میکند که خم شده است.
رنگینکمانها همچنین از شکست نور ناشی میشوند. هنگامی که پرتوهای خورشید از میان باران عبور میکنند، قطرات نور سفید را به رنگهای تشکیلدهندهاش تجزیه میکنند. هنگامی که پرتوهای نور سفید از هر منبعی از منشور عبور میکنند، شکسته میشوند تا ظاهری از طیف رنگ ایجاد کنند، مانند رنگینکمان یک صبح تابستانی. یکی دیگر از توهماتی که به شرایط جوی بستگی دارد، سراب است که در آن، به عنوان مثال، دیدن یک استخر آب با عبور نور از لایههای هوای بالای سطح گرم یک بزرگراه ایجاد میشود.
در واقع، لایههای سردتر هوا، پرتوهای خورشید را در زوایای مختلفی نسبت به لایههای کمچگالتر هوای گرم، میشکنند و در جایی که آبی وجود ندارد، ظاهر آب را ایجاد میکنند. حتی ممکن است اشیاء نزدیک در آن منعکس شوند. در شرایط خاص، سرابهای پیچیدهای که شبیه شهرها، جنگلها یا «اشیاء پرنده ناشناس» به نظر میرسند، ممکن است در افق ظاهر شوند، یا کشتیهایی که در یک توده آب نزدیک قرار دارند، ممکن است در آسمان یک بیابان در حال حرکت باشند.
توهمات تحریف ادراککننده
برخی از توهمات به ویژگیهای ادراککننده، یعنی عملکرد مغز و حواس، مربوط میشوند، نه به پدیدههای فیزیکی که یک محرک را تحریف میکنند. بسیاری از توهمات بصری رایج، ادراکی هستند: آنها ناشی از پردازش اطلاعات بصری مبهم یا غیرمعمول توسط مغز هستند. سایر توهمات ناشی از اثرات بعدی تحریک حسی یا از اطلاعات حسی متناقض هستند. برخی دیگر نیز با علل روانپزشکی مرتبط هستند.
توهمات ادراکی بصری
هنگامی که یک ناظر با مجموعهای بصری از نقاط مواجه میشود، مغز ممکن است نقاطی را که “به هم تعلق دارند” گروهبندی کند. این گروهبندیها بر اساس مواردی مانند شباهت مشاهده شده (مثلاً نقاط قرمز در مقابل نقاط سیاه)، نزدیکی، جهت مشترک حرکت، مجموعه ادراکی (نحوهای که فرد انتظار دارد چیزها را گروهبندی شده ببیند) و برونیابی (تخمین فرد از آنچه اتفاق خواهد افتاد بر اساس تعمیم آنچه اکنون اتفاق میافتد) انجام میشود.
انسداد (اصطلاحی که در روانشناسی گشتالت به کار میرود) توهم دیدن یک محرک ناقص به عنوان یک کل است. بنابراین، فرد به طور ناخودآگاه تمایل دارد مثلث یا مربعی را که در یکی از اضلاع آن شکافی وجود دارد، کامل کند. در حالی که فرد در حال تماشای فیلم است، انسداد برای پر کردن فواصل بین تصاویر ثابت که واقعاً به سرعت نمایش داده میشوند، رخ میدهد که توهم حرکت بدون وقفه را ایجاد میکند.
در مطالعات مربوط به عمودی بودن بصری، آزمایشگران شرایطی را بررسی کردند که درک را تعیین میکنند. یک صندلی کج که میتوانست به صورت مکانیکی توسط فرد کنترل شود، در یک اتاق شیبدار حاوی شاخصهای بصری خطوط عمودی و افقی قرار داده شد. وقتی از افراد مختلف خواسته شد که روی صندلی بنشینند و خود را در یک موقعیت عمودی تراز کنند، برخی از افراد خود را با «خط عمودی واقعی» که توسط گرانش تعیین میشد، تراز کردند، در حالی که برخی دیگر با تراز کردن خود با جهتهای بصری که در اتاق شیبدار میدیدند، توهم عمودی بودن را تجربه کردند. بستن چشمها، تراز «واقعی» را آسانتر کرد.
خیره شدن به یک نقطه روشن در یک اتاق تاریک، این توهم را ایجاد میکند که نور ثابت در حال حرکت است (اثر خودجنبشی). یک نظریه برای توضیح این امر این است که این تصور ناشی از حرکات دقیقهای چشم ناظر است. پدیدهای که به اصطلاح فی نامیده میشود، توهم حرکتی است که زمانی ایجاد میشود که اشیاء ثابت – به عنوان مثال لامپها – در کنار هم قرار میگیرند و به سرعت یکی پس از دیگری روشن میشوند. این اثر اغلب در خیمههای تئاتر برای ایجاد تصور نورهای متحرک استفاده میشود.
شاید بهترین نمونه واقعی از یک خطای ادراکی، خطای دید ماه باشد. وقتی ماه در افق است، بسیار بزرگتر از زمانی که در آسمان بالاست به نظر میرسد. با این حال، وقتی از ماه در نقاط مختلف آسمان عکس گرفته میشود، تمام تصاویر روی نگاتیوها به یک اندازه هستند. بحثهای زیادی پیرامون منبع خطای دید ماه وجود دارد. برخی توضیحات، آن را به این ایده متناقض نسبت دادهاند که ماه در افق بزرگتر به نظر میرسد زیرا مغز آن را دورتر از ماه در اوج آسمان درک میکند. توضیح دیگر این است که فقدان نشانههای فاصله در آسمان شب باعث میشود چشمها به موقعیت فوکوس نزدیک تنظیم شوند، که باعث میشود ماه در بالا کوچکتر به نظر برسد.
خطاهای حسی
بسیاری از خطاهای حسی را میتوان به عنوان اثرات بعدی تحریک یا تحریک بیش از حد حواس توصیف کرد. حساسیت در هر یک از حواس را میتوان به عنوان شدت قابل درک (آستانه یا حد آستانه) محرک مناسب اندازهگیری کرد. کوچکترین محرک قابل تشخیص، آستانه مطلق نامیده میشود، در حالی که کوچکترین تغییر قابل تشخیص در شدت یک محرک، آستانه تفاوت نامیده میشود. چنین آستانههایی میتوانند به عنوان نقاط مرجع یا لنگرهایی عمل کنند که محرکهای بعدی بر اساس آنها قضاوت یا درک میشوند.
با این حال، لنگرهای حسی در یک فرد تحت شرایط مختلف نوسان میکنند و در برخی موارد میتوانند فرد را در مورد خواص محرکهای بعدی گمراه کنند. به عنوان مثال، دو محرک متوالی ممکن است یکسان باشند اما با این وجود توهم متفاوت بودن را ایجاد کنند. این توهم را میتوان تا حدودی با نظریه «رد محو شونده» که توسط روانشناسان گشتالت ارائه شده است، توضیح داد. این نظریه بیان میکند که یک رد فیزیکی (به شکل سلولهای عصبی موقتاً تحریکشده) از یک محرک اصلی حتی پس از توقف آن محرک در مغز باقی میماند و این رد بر تخمین یا درک محرک بعدی تأثیر میگذارد.
قدرت این رد که به آن اثر پسین نیز گفته میشود، و سرعت ناپدید شدن آن در موارد مختلف بسیار متفاوت است. گفته میشود افرادی که وابسته به میدان هستند (یعنی تمایل دارند یک میدان را در کلیت آن مشاهده کنند) ردهای پسین ضعیفتری را نشان میدهند. برعکس، افراد مستقل از میدان (کسانی که با توجه انتخابی، احتمال بیشتری دارد که یک محرک خاص را جدا از زمینه آن در نظر بگیرند) اثرات پسین قویتری را نشان میدهند.
توهمات رنگی
چشم طبیعی انسان میتواند حدود ۱۳۰ درجهبندی رنگ را در طیف مرئی (مانند رنگینکمان)، حدود ۲۰ تفاوت تقریباً قابل توجه در یک رنگ معین و حدود ۵۰۰ تغییر روشنایی را تشخیص دهد. با این حال، هنگامی که دو نقطه از نور با روشنایی یکسان به طور متوالی مشاهده میشوند، شدت اول ممکن است روشنتر به نظر برسد.
میتوان گفت که نور اول عملکرد تطبیق (یا تنظیم) روشنایی را در چشم انجام میدهد؛ بنابراین، نور دوم روی شبکیهای که تا حدودی تطبیق یافته و در نتیجه حساسیت کمتری دارد، میافتد. در مدت کوتاهی، چنین برانگیختگی در شبکیه (یا حتی در مغز) تمایل به فروکش کردن یا محو شدن دارد. در نتیجه محو شدن آثار برانگیختگی، رنگهای مختلف یک رنگ مشخص ممکن است وقتی به طور متوالی به آنها نگاه میشود، روشنتر یا تیرهتر به نظر برسند.
پدیدههای کنتراست رنگ نیز ممکن است از چنین ردهای محوی ناشی شوند. کنتراست متوالی زمانی رخ میدهد که پس از خیره شدن به یک سطح قرمز، سطح سبز بسیار روشنتر به نظر برسد. وقتی کسی از نور شدید خورشید وارد یک اتاق تاریک میشود، اتاق در ابتدا به دلیل کنتراست کاملاً تاریک به نظر میرسد. کنتراست همزمان زمانی رخ میدهد که ناحیهای از روشنایی در برابر پسزمینهای با شدت کمتر یا بیشتر دیده شود. اگر یک تکه کاغذ خاکستری روی پسزمینهای سیاه قرار گیرد، سفیدتر از قبل به نظر میرسد؛ اگر روی پسزمینهای سفید قرار گیرد، تیرهتر به نظر میرسد.
توهمات وزنی
ادراک حسی از تفاوت وزنها در سال ۱۸۹۹ مورد توجه تجربی قرار گرفت، زمانی که آزمایشها نشان دادند که وزن دوم یا سنگینتر یا سبکتر از وزن یکسان بلافاصله قبل از خود احساس میشود. این توهم تا حدی ناشی از انتظار فردی است که وزنه را بلند میکند.
پس از بلند کردن وزن اول، فرد برای تلاش خاصی در تلاش بعدی “آماده” میشود. اگر وزن دوم سریع و آسان بلند شود، سبکتر از وزن اول احساس میشود. اگر آهستهتر بالا بیاید، سنگینتر احساس میشود. انتظار یا مجموعه، اغلب در تلاش برای توضیح توهم اندازه-وزن نیز مورد استفاده قرار میگیرد، که در آن یک جعبه مقوایی بزرگ سبکتر از یک جعبه کوچکتر به نظر میرسد، حتی اگر هر دو وزن یکسانی داشته باشند.

پدیدههای بویایی
تشخیص بو (بویایی) تحت تأثیر هر بویی است که ساختارهای بویایی از قبل با آن سازگار شدهاند. با این حال، گیرندههای بینی به سرعت سازگار میشوند و دیگر به یک محرک خاص پاسخ نمیدهند. این اثر خستگی بویایی نامیده میشود. بنابراین، بویی که در ابتدا قوی است، به تدریج غیرقابل درک میشود، همانطور که وقتی فرد از بوی بدن خود بیخبر میشود، اتفاق میافتد. همچنین ممکن است پدیده پوشش وجود داشته باشد؛ این کاهش حساسیت به یک بو پس از قرار گرفتن در معرض بوی دیگر است (به عنوان مثال، یک ضدعفونیکننده با بوی قوی).
توهم بلندی صدا
گوش انسان معمولاً بین حدود ۱۵۰۰ سطح زیر و بمی صدا تمایز قائل میشود. برای بلندی صدا، مطالعات آستانه افتراقی حدود ۳۲۵ سطح درک شده جداگانه را در ناحیهای با بیشترین حساسیت شنوایی (حدود ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سیکل در ثانیه) نشان میدهد.
برای انسان، تعداد صداهای قابل تشخیص در حدود صدها هزار است. با این حال، وقتی دو صدا پشت سر هم شنیده میشوند، شدت یا بلندی صدای دومی با مقایسه آن با صدای اول سنجیده میشود. بنابراین، یک زمزمه ممکن است در مقایسه با یک زمزمه بلند به نظر برسد، یا یک صدای “کرکننده” ممکن است تمام صداهای دیگر را غیرقابل شنیدن کند. صدای یکنواخت وزوز یک پنکه برقی ممکن است به پخش صداهای ترافیک بیرون کمک کند و در نتیجه تشخیص صداها در اتاق را بهبود بخشد.
توهمات لمسی
پوست حاوی «نقاط» متعددی است که به طور انتخابی به سرما یا گرما پاسخ میدهند، اما معمولاً به هر دو پاسخ نمیدهند. با این حال، ممکن است یک محرک بسیار گرم وقتی روی نقطهای که به سرما پاسخ میدهد قرار میگیرد، احساس سرما ایجاد کند. بنابراین، وقتی یک محرک گرم به عنوان سرد درک میشود، این توهم، سرمای متناقض نامیده میشود.
گرما متناقض، تجربهای کمتر رایج، ناشی از تحریک همزمان نقاط گرم و سرد است. به نظر میرسد که ترکیبی از اثرات گرم و سرد متناقض است و احساس عجیب و تا حدودی ناخوشایندی از «گرما» ایجاد میکند که به نظر میرسد با ناراحتی شبیه درد همراه است. این احساس گاهی اوقات گرمای روانی نامیده میشود.
تضادهای ناگهانی دما میتوانند حس لامسه را تحت تأثیر قرار دهند. اگر آب گرم روی یک دست و آب سرد روی دست دیگر به مدت کافی ریخته شود تا هر دو به دما عادت کنند و سپس هر دو دست در آب ولرم فرو روند، دست سرد گرم و دست گرم سرد احساس میشود. به نظر میرسد که با فرو بردن دست سازگار با سرما، سلولهای عصبیِ درک سرما ناگهان مهار و سلولهای عصبیِ درک گرما ناگهان تحریک میشوند، در حالی که در دست سازگار با گرما، عکس این اتفاق میافتد.
اثرات بین حسی
به طور معمول، حواس با هم ترکیب میشوند تا نوعی تجربه ادراکی مشترک، واحد یا یکپارچه ایجاد کنند. به عنوان مثال، در هنگام صرف غذا، آرایه بصری روی میز، لحن مکالمه یا موسیقی پس زمینه، و احساسات لمسی، عطر و طعم غذا، همگی با هم ترکیب میشوند تا تجربه چشایی را تقویت کنند و هر حس در آن نقش دارد. از نظر فیزیولوژیکی، به نظر میرسد طعم و بو به طور خاص تحت تأثیر اثرات بین حسی (وابسته به هم) قرار میگیرند.
در موقعیتهای دیگر، دیدن، شنیدن، لمس کردن و اغلب بوییدن و چشیدن، همگی به صورت بین حسی در شناسایی یا مکانیابی شیء به کار میروند. با این حال، گاهی اوقات، تحریک یک حس ممکن است یک حس وهمی را فعال کند که معمولاً توسط حس دیگری درک میشود، یا یک حس قوی ممکن است ادراکات حواس دیگر را بپوشاند.
سوالات متداول
توهم چیست؟
توهم به ادراک نادرست یا برداشت نادرست از محرکهای حسی واقعی گفته میشود که با واقعیت عینی در تضاد است.
آیا توهمات همیشه نشانه اختلال روانی هستند؟
خیر، توهمات میتوانند در شرایط عادی نیز رخ دهند و لزوماً نشانهای از اختلال روانی نیستند.
چه عواملی میتوانند منجر به توهم شوند؟
عوامل فیزیکی (مانند نور و صدا)، شرایط محیطی، ویژگیهای فردی (مانند استرس یا اضطراب) و عوامل روانشناختی میتوانند باعث توهمات شوند.
آیا توهمات میتوانند درمان شوند؟
بستگی به علت توهم دارد. در صورت وجود اختلالات روانی، درمان مناسب میتواند به کاهش یا از بین بردن توهمات کمک کند.
چگونه میتوان توهمات را شناسایی کرد؟
شناسایی توهمات معمولاً نیاز به ارزیابی دقیق از تجربیات حسی فرد و شرایط روانی او دارد. مشاوره با متخصصان روانشناسی میتواند کمککننده باشد.
آیا توهمات بصری و شنیداری متفاوت هستند؟
بله، توهمات بصری به ادراک نادرست تصاویر و نورها مربوط میشوند، در حالی که توهمات شنیداری به ادراک نادرست صداها مربوط هستند. هر دو نوع توهمات میتوانند ناشی از عوامل مختلف باشند.
تجربه بیماران
پریسا، ۳۵ ساله: به دلیل استرس و اضطراب مزمن، دچار توهمات بصری شده بودم. زمانی که من در اتاق تاریک به درختان بیرون نگاه میکردم و آنها را به شکل انسانهایی می دیدم که به من نگاه میکنند. این تجربه باعث شده بود که من از رفتن به خارج از خانه بترسم و احساس تنهایی کنم.
علی، ۲۸ ساله: من به دلیل اختلال اضطراب اجتماعی دچار توهمات شنیداری شده ام. من دائماً صدای خندههای مسخرهکننده را میشنوم که به من توهین میکنند، حتی زمانی که در جمع دوستانم هستم. این توهمات باعث شده که احساس انزوا و عدم اعتماد به نفس داشته باشم.
صدیقه، ۴۵ ساله: خواهرم به دلیل اختلال دوقطبی دچار توهمات لمسی شده است. او احساس میکند که موجوداتی بر روی پوستش در حال خزیدن هستند و این احساس باعث اضطراب و خوابآلودگی او میشود. او در تلاش است تا این احساس را با خاراندن و شستن مکرر پوست خود کاهش دهد.
امین، ۵۲ ساله: همسرم به دلیل بیماری پارکینسون دچار توهمات بویایی شده است. او به طور مداوم بوی سوختگی را احساس میکند، حتی زمانی که هیچ منبعی برای این بو وجود ندارد. این تجربه باعث شده که او به شدت نگران شود و از نشستن نزدیک به اجاق گاز بترسد.
جمعبندی
توهم یک تجربه ادراکی نادرست است که میتواند ناشی از تفسیر نادرست محرکهای حسی واقعی یا فقدان محرک خارجی باشد. توهمات به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: توهمات ناشی از تحریک-تحریف و توهمات تحریف ادراککننده. در دسته اول، تغییرات فیزیکی در محیط، مثل شکست نور، میتواند منجر به ادراک نادرست شود. در دسته دوم، ویژگیهای فردی، مانند عملکرد مغز و حواس، نقش مهمی ایفا میکنند.
توهمات میتوانند به صورتهای مختلفی از جمله توهمات بصری، شنیداری، لمسی و بویایی بروز کنند. همچنین، تجربیات بینحسی و حسآمیزی میتوانند به توهمات کمک کنند. برخی از توهمات ممکن است ناشی از شرایط روانی باشند و به اختلالات روانی مرتبط شوند. در نهایت، توهمات میتوانند در زندگی روزمره ما تأثیرگذار باشند و در برخی موارد، میتوانند نشاندهنده وضعیتهای خاص روانی یا عصبی باشند.
https://www.britannica.com/topic/illusion/Intersensory-effects





